تبلیغات اینترنتیclose
جملات طنر( سری پنجاه و هفتم )
در گوگل محبوب کنید :

جملات طنر( سری پنجاه و هفتم )

تعداد بازديد: 375 موضوع : مطالب,طنز,


تا حالا دقت کردین بعد درسی که پاس کردی

جزوه ها و کتاب های اون درس پاره کنی چه فازی میده
.
.
.
واس تولد بابام با داداشام کادو خریدیم روش نوشتیم از طرف "پسرانت".بابام اومده کادوشو باز کنه برگشته میگه "پسر انت" کدومتونید؟!
من ‏O_
پسر انه بابام *_~
.
.
.
عاغا هیچ تفریح سالمی بهتر از این نیست که با بابابزرگ من فوتبال ببینی! ینی یارو تو زمین خودشه میگه بزن بزن! من: آخه بابابزرگ از اینجا چجوری گل بزنه؟!! بابازرگم: تو بچه ای نمیدونی من خودم قبلا بازی میکردم از همون فاصله گل میزدم!!!!! حالا جالبش اینجاست معلوم نیست طرفدار کدوم تیمه توپ دست هرکدوم میفته میگه بزن!!!بابابزرگه من دارم؟!!!
.
.
.
دیشب (طرفای ساعت 8) داشتم از تب و لرز میمردم دیگه .. هیچکس به دادم نمیرسید
بابام از سرکار اومد .. گفت مجید چشه؟؟ گفتند تب و لرز کرده ...
بابام یه نعره کشید گفت زود باشین ببرینش دکتر ؟؟ .. بعد رو به مامانم کرد .. گفت یادته چند سال پیش گاو همسایه همینجوری شد مُرد ؟؟

امواج احساسات خانواده رو میبینید ؟؟ بچشونو با گاو مقایسه میکنن ..؟؟
.
.
.
ه مادری داریم ما که کلا با لباس پوشیدن ما مشکل داره
حتی اگه لباس باسلیقه ی خودش هم بپوشم
میگه: "داری مصصخره میکنی؟؟؟بالاخره نوبت منم میشه"
حالا فهمیدم منظورش از این حرف یعنی چی:
*
*
*
روز خواستگاری م همه با لباس رسمی مامان بمنظور انتقام
با دمپایی نیکتا اومد....
بععععله به این میگن خونواده ی انتقام جوووو...
.
.
.
سر سفره نشسته بودیم یهو غذا پرید تو گلوم ، مامانم به گودزیلامون گفت بدو برو آب بیار . برگشته میگه : ولش کن اونو مامان ، من خودم دارم از زور تشنگی ماست میخورم !!!!!! ^_^
.
.
.
دارم با داداشم بحث میکنم.از حرفام خسته شد گفت ولم کن دیگه خفه شو بوی دهنت قطار چپ میکنه
@@
.
.
.
دیگه سریال کره‌ای هم نمیزارن چند وقته قیمت اجناس تو چوسان قدیم از دستمون در رفته !!
.
.
.
رفتم با کلی ذوق ماکارونی سبوس دار خریدم( در جریانید که رنگش تیره اس...)
اومدم خونه مامانم برگشته میگه جل الخالق! ماکارانی کاکائویی خریدی؟اصن شما جوونا
عقل تو کلتون نیس!فقط ادعا دارین!داشتی طعم دار میگرفتی لااقل زعفرونی...
.
.
.
دیروز گودزیلا اومده میگ تو مث ویندوزی میمونی ک توش نرم افزار نصب نکردن فقط سطل آشغال داری :-000
من موندم گودزیلا این حرفا رو از کجا میاره!!!
.
.
.
اعــتراف میکـنم عاشـق
اون موقع هایـی بودم کـه وختـی تلـفن خـونــه خــط رو خــط
مـیشـد و من برمـیداشتم و تـا اخره حرف زدن مردم رو گـوش
میکردم که90درصدم2 تا خانوم در حال غیبت بودن و گـه گاه راحت بلنـد بلند داد و جــیغ و فوش پرتـآب میکردم اصــن آخره سرگرمـی بود آی کــیف میداد....
.
.
.
نمی دونم تو دنیا کسی مثل من ضایع شده اقا به عنوان شاگرد اول مدرسه مامور مدیریت جشن شدم ما هم بچه ها رو گروه بندی کردیم رفتیم پای تریبون مدرسه که گروها رو معرفی کنیم با کلی قیافه و اعتماد به نفس صدام وصاف کردم و گفتم به نام خدا گوزو ها رو معرفی میکنم فقط تصور بعدش با شما
.
.
.
تـو دوران مُـونگولیتَـم مـیرفتم بـه اینـایی کـه میـرفتن کـلاس زبـان میـگفتم ببـخشید ؛خارجی ها بـه امید (اسمم) چـی میـگن؟؟!!خخخ

حـالا گیـریم مـن مونگول وقـتی ازشون میپرسیـدم میـگفتن :نمیـدونم والا
.
.
.
اعتراف می کنم واسه این که مطلب پیدا کنم واسه 5 جوک حتی دست به دامن دفترچه بیمه ام شدم.... ورداشتم با دقت می خونمش ببینم چیزی واسه نوشتن از توش یافت می شه یا نه.....
بعععععععله با امثال من شدید 75 میلیون.....
:-)
.
.
.
اعتراف میکنم سوم راهنمایی بودم بعد از امتحان علوم وقتی اومدم بیرون از جلسه امتحان کتاب علوم رو جر وا جر کردم وقتی کارناممو گرفتم دیدم علوم رو افتادم نمیدونی چه پدری ازم در اومد تا کتاب رو از یه جا جور کنم واسه شهریور بخونم
.
.
.
اعتراف میکنم خیلی که بچه که بودم یه حوض تو حیاط خونه داشتیم داشتم دستمو زیره شیر آبش میشستم ، نگو زیاد خم شدم ، بچه هام خب میدونید کلشون از خودشون سنگینتره! منم که از همون بچگی مغز زیاد داشتم :))))))))))
اقا با کله افتادم توش :( خالی بودا ولی بلد نبودم بیام بیرون. البته تلاشی هم نمیکردم ، فکر میکردم الان یکی میاد نجاتم میده و منم میتونم خودمو لوس کنم براش!
حالا هر چی منه بدبخت از تو حیاط مامانمو صدا میکردم مگه میشنید؟!!! یعنی اولین شکسته سنگینه روحیمو همونجا خوردم! بزور خودمو دراوردم از حوض... هیچی دیگه از همون تاریخ دارم دنباله مامان بابای واقعیمممممممممم میگردم :)
ینی یه همچین بچه ی با کله تو حوض برویی بودم من!!!!!!!
.
.
.
اعتراف ميكنم تا سن11 سالگي شبا موقع خواب بايد دست مامانمو ميگرفتم بعد ميخوابيدم.
اصن نميدونم چرا نميگرفتم دستشو خوابم نميبرد.حس ميكردم يه لولو از پشت مياد منو ميبره.
ديوونه هم خودتي.
.
.
.
یه گودزیلا داریم بش گفتم دیگه امسال میری امادگیو دوستای جدید پیدا میکنی و از تنهایی در میای بعد این جلبلگ برگشته میگه تنهایی های منو فقط یکی میتونه پر کنه اونم هانیه ست(دو ساعته با هم قهر شدن)
بعد من هم سن این بودم یه تیله بر میداشتم میکشیدم زمین ریز بشه موقع تیله بازی نتونن بزننش
هعیییییی روزگار
.
.
.
خـــوابیــده بــودم بـابــام طــوری اومـــد بالــا ســـرم بهـــم گفـــت ظــهره هــــــــا !!!

انگـــار مثــلا تقـــصیر منــه که ظــهره ! اگــه مــن نبــودم مثــلا الــان شــب بــود نـه ظـهر :|
.
.
.
طرف بی دعوت می ره یه مهمونی می بینه جلوش دوتا دره که رو یکی زده مهمان کارت دار روی اون یکی زده مهمانان بی کارت.چون کارت نداشته از در دومیه میره تو که دوباره به دوتا در می رسه.روی یکی نوشته بود مهمان همراه هدیه رو اون یکی نوشته بود مهمانان بدون هدیه.چون کادوهم نداشته از در دوم میره تو که می بینه برگشته توخیابون اصلی!!!

 

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *



5 جوک
چهارشنبه 27 شهريور 1392

کلیه حقوق این سایت ، متعلق به 5joke می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .
وبلاگicon
وبلاگicon