تبلیغات اینترنتیclose
جملات طنز(سری بیست و ششم)
در گوگل محبوب کنید :

جملات طنز(سری بیست و ششم)

تعداد بازديد: 133 موضوع : مطالب,طنز,

پنج جوک

با بابام رفتیم ایران خودرو بابام به یارو که پشت میز نشسته میگه پراید دارید؟

.

.

.

همیشه احوال رفیقتو هر ۳۹روز ،حتما یکبار بپرس که اگه مرده بود به چهلمش برسی!
اس ام اس های مامانم به من !!
.
.

.

شمام مث منید؟
هر وقت میرید بالای پل هوایی به این فکر می کنید که اگه زیر پاتون خالی بشه،
کجای پل رو نگه دارید تا نیوفتید ؟!

.

.

.

هیچ کس آدامس شیک رُ واسۀ وجودش نمی خواد …
سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنِ !

.

.

.

یک مثلی هست که میگه :
هرکسی در کیسه اش زر بُوَد سخنش مقبول است گرچه خر بُوَد !

 

.

.

.

اصلا شور و شعف خاصی توی جمله “دیدی گفتم” وجود داره !
لامصب یه جور احساس دانایی خفن به آدم دست میده اون لحظه …

.

.

.

رفیقم رفته دسشویی -یهو داد زد “واااااایییی”
گفتم چی شد؟ گفت :”مسواکم افتاد تو اون سوراخه!
بهش گفتم خونسرد باش بابا فک کردم چی شده!
دیدم خیلی خونسرد اومد مسواکشو شست -گزاشت دهنش!
–نمیدونستم اینقد حرفام تاثیر گذار میتونه باشه !

.

.

.

من بچه بودم جوجه رنگیامو مینداختم تو حوض تا بهشون شنا یاد بدم،
ولی خوب انقدر تنبل بودن که ترجیح میدادن غرق بشن …

.

.

.

یکی از اعصاب خورد کن ترین کارایی که یه پدر و مادر میتونن بکنن
اینه که وقتی پای کامپیوتر نشستی بیاد پشتت وایسه
و الکی دنبال یه چیزی بگرده !

.

.

.

بعضیارو هم انگار توی بچگی‌ سه بار انداختن بالا ، دو بار گرفتن ؛
از بس که مشکل مغزی دارن !

.

.

.

آخه چرا عمه سوسن من که سالهاست ساکن کالیفرنیاست
و مولتی میلیاردره و یه دختر داره که شاه کالیفرنیاست
و قراره بیاد یه روز منو ازین جا ببره کالیفرنیا و داماد خودش کنه
باید یه شخصیت خیالی باشه ؟ هاا چرااا آخه ؟!

.

.

.

توی خونه تنها بودم ، به خودم گفتم قربونت برم ،
یکم مکث کردم باز به خودم گفتم خدا نکنه عزیزم …

.

.

.

بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن
نه اینکه سنگ باشن نه ،
ریمل گروونه !

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که رتبه ی یک کارشناسی ارشد رو بیارم،
بعد این موسسات که زنگ میزنن و ازم میخوان در عوض یه چند میلیون اونا رو تبلیغ کنم،
با کمال خونسردی بگم :نه متاسفم نمیتونم این کار رو براتون انجام بدم

.

.

.

رفته بودیم خونه خواهرمینا …
بد نشسته بودم داشتم تلویزیون نگاه میکردم
دخترش اومد ی دونه شکلات داد!
گفتم: مرسی عزیزم از کجا آوردی اینو؟
گفت : افتاده بود زمین گفتم اگه همینجا باشه مورچه ها میخورن ..!
ای خدااااااااااااا
سر راهیم میدونم

.

.

.

به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .
نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت :
خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟!

.

.

.

بچه های دانشگا رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم:
ردیف اول :حال به هم زن
وسطی ها :یه سلام علیکی داریم
ته کلاس :دمشون گرم
اونایی که اصن کلاس نمیان: اینا رفیقامن

.

.

.

از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری
صدای ” تـسس ” بده خرکیف بشم !
اون موقه آیپد نبود که بازی کنیم ، با این چیزا سرگرم میشدیم !

.

.

.

من ی جمله ای را خیلی باش آشنا هستم و خیلی هم ازش متنفرم
و جواب خیلی از سوالها و حرکت های ما بود بخصوص دوران دانش آموزی
اونم این بود که : مگه درس نداری؟

.

.

.

سخت ترین کار زمان دانش آموزی خوردن نارنگی زیر میز ، سر کلاس بود !

.

.

.

مریض :
خانم دکتر دارم از درد میمیرم منو بکش راحت بشم
دکتر :
من خودم کارم رو خوب بلدم نیاز به تذکر شما نیست

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *



5 جوک
پنجشنبه 24 مرداد 1392

کلیه حقوق این سایت ، متعلق به 5joke می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .
وبلاگicon
وبلاگicon