تبلیغات اینترنتیclose

انجام پایان نامه ارشد

پنج جوک
در گوگل محبوب کنید :

وقتی بوسلی قاطی می کند

تعداد بازديد: 341 موضوع : تصاویر,خنده دار,

http://omidgh.blogwebmaster.ir/wp-content/uploads/sites/828/2013/10/00000.png

برچسب ها : ,


5 جوک
پنجشنبه 25 مهر 1392

خلاقیت من

تعداد بازديد: 357 موضوع : تصاویر,ترول,

 



5 جوک
پنجشنبه 11 مهر 1392

جملات طنر( سری شصت و یکم )

تعداد بازديد: 319 موضوع : مطالب,طنز,


یو ها ها ها ها...
مامانم برداشته مودم رو قایم کرده...
همشم به من میگه معتاد :|
خبر نداره دارم با وای فای همسایه که بازه میام و پست میذارم:)
در ضمن معتادم نیستم!!!
مامانه من دارم ;)
.
.
.
برادرزادم یواشکی با پول توجیبی هاش رفته Ipod touch خریده!
بعد ما بچه بودیم با پول توجیبی یه هفته مون می رفتیم دوتا پفک نمکی می خریدیم و تو زیرزمین یواشکی می خوردیم و پوستش رو منهدم می کردیم!
.
.
.
رفتم گلستان تا برات با عشق یه دامن گل بچینم ،
دیدم شلوار پامه !
.
.
.
پنج پندِ بروسلی برای جلوگیری از خشم....
۱. 字楼室....
۲. 建筑师事务...
۳. 所和“美国...
۴. 之音”及“美国 志愿者协会”无任何关联中.....
۵. 国北京 市朝阳区建国路号华贸中心二号写字楼室建筑师事务
به دومیش خیلی توجه کنید
.
.
.
مي خوام بكنمت ولي باخودم ميگم :
گل كه كندن نداره
(سلامتي ادم هاي منحرف)
@@@
.
.
.
شما برنده یک دستگاه ماکسیما، یک باب منزل مسکونی
و ماهانه ۵۰۰هزار تومان را سراغ نداری؟ گفتم شاید امر خیری صورت گرفت
.
.
.
رفیقم بهم اس داده:
سلام از آنجاییکه شماره ی شما در موبایل این آقا می باشد پس بنابر این ایشان را می شناسید
مطلع شوید که با کمال تاسّف و تاثّر این دوست عزیز و یار همیشگیمان، ساعاتی پیش در اثر سانحه ی رانندگی که در نزدیکی محل سکونتشان رخ داد
به طور ناگهانی از خواب پریدند!
.
.
.
رفتم حموم!!!
*
*
*
هووووووو!!!
تو کجا!!!؟؟؟؟؟
مگه ناموس نداري!!!!
باناموس مردم چيکار داري!!!.
برو توبه کن!!!
.
.
.
اعتراف میکنم تا همین چند سال پبش اتمسفر رو میخوندم :
*
*
*
اتم سَفر،بعد تازشم هی با خودم میگفتم خدایا این اتم ها کجا سفر می کنند!
*
*
*
چیه ؟ نگاه داره ؟ بی سواتم خودتی !
.
.
.
اعتراف میکنم سر امتحان زبان دوست بغل دستیم که زبانش افتضاح بود ازم خواست برگه اون ودر حد ده بنویسم منم عند معرفت گفتم بذار بنویسم تا بنده خدا واسه یه بارم شده یه نمره خوب بگیره اقا 30دقیقه وقت داشتیم ماهم25 دقیقه واسه اون نوشتیم وبرگه ها رو عوض کردیم تا برگمو گرفتم واسمم ونوشتم برگه رو از زیر دستمون کشیدن خلاصه اولین صفرمون و گرفتیم حالا مگه معلممون ولم میکرد تازه دوستم خودشو واسم گرفته بود که19 شده میگفت باید جاشو عوض کنه پیش تنبلا نشینه
.
.
.
اعتراف میکنم کوچیک که بودم هر وقت پسر دایی خالم که اسمش علی بودو خالم تو گوشیش علی دایی سیوش کرده بود من فکر می کردم علی دایی بهش زنگ زده.بعد با خودم درگیر میشدم که علی دایی با خالم چیکار داره.کلا ادم خود درگیری بودم!
علی داییo-O
کنفدراسیون فوتبال"ـ"
.
.
.
اعتراف ميكنم تابستونم اينجوري گذشت.
ساعت12صبح:خواب.
ساعت1:پاي ٥جوك.
ساعت4:پاي ٥جوك.
ساعت8:پاي ٥جوك.
ساعت12:پاي ٥جوك.
ساعت4صبح:خوابم برده بود جلو صفحه 5جوك.
ياداوري ميكنم شماره چشمم10هس.
.
.
.
اعتراف ميكنم بچه كه بودم وقتي مسواك ميزدم و آب تو دهنم قرقره ميكردم فكر ميكردم اين صداي ميكروب هاست ك دارن غرق ميشن و جيغ ميزنن:|
.
.
.
بدون هیچ قصدی به مامانم میگم مامان برام زن میگیری؟
برگشته جدی میگه مگه کسی احمقه بیاد به تو زن بده
بعد بابام از رو مبل داد میزنه میگه اخه مگه دختره الاغه که بیاد زن تو بشه.
من که بیخیال شدم اصن یه وضی دارم الان
.
.
.
رو تموم گلبرگها نوشتم دوستت دارم ولی تو
*
*
*
مثل بز خوردیشون !
.
.
.
ایـــن پــُــســت رو میـــذارم کـــــه همتـــون بدونیـــد مــــن 1 مهـــر مـــراســـمِ نامـــزدیمـــــه ...
از همیـــن جـــا از همتــــون دعـــوت میکنــــــم کـــه تشـــریف بیاریـــد .
آدرس : تهـــران - خیـــابان جج....ـن – تـــالار.... – از ســاعت 19 الی 22
*
*
*
داشتــیـــد میـــومــدید ســـرِ راه یــــه نامـــزد هـــم واســـه مـــن بیـــاریـــد بی زحمــــت :)
.
.
.
خدایااااااااااااااااااااااااااااااا اخه چرامــــــــــــــــــن!!!
*
*
*
اینقدر خوشگلم )))
.
.
.
راه رفتنت آخرشه خونت چقدر قشنگه ناقلا شنا کردنم که بلدی! رفتارت منو کشته چقدر با متانت و صبوری خیلی بلایی لاک پشت
.
.
.
سلام
پشتت رو نگاه کن دم نداری ؟ خوب نگاه کن نداری ؟
*
*
*.
پس خودتی چون خر ما از کره گی دم نداشت !
.
.
.
...
...
...
... چیه ...
... توقع داری تو این بازار کــساد اس ام اس ...
... من اس ام اس جدید داشته باشم ...
... مردم چه توقع هایی دارن از آدم ...
.
.
.
مادر بزرگ : نوه گلم ببین تلویزیون چشه ؟ فکر کنم سوخته؟
نوه (مهندس برق) : چشم .....(تلویریون باز می کنه بعد 2 تا 3ساعت ور رفتن)
مادر بزرگ : (یه لیوان شربت میدهه به نوه) درست می شه؟
نوه : نمی دونم دارم نگاه می کنم . عزیز چرا انقدر شربته گرمه؟
مادر بزرگ : نوه گلم یه هفته اس براقامون رفته.

 



5 جوک
شنبه 30 شهريور 1392

جملات طنر( سری شصتم )

تعداد بازديد: 313 موضوع : مطالب,طنز,

5joke.iran.sc
بابام زده شبکه خارجی ، گوسفنده میگه : بع بع !

مامانم به بابام میگه مگه گوسفندای خارجی هم میگن : بع ؟
.
.
.
صبح تو راه از یه خانمی خواستم ساعت بپرسم

گفتم ببخشید

گفت : خواهش میکنم رفت !
.
.
.

این چینیا واقعا زبون همدیگرو میفهمن یا

جلو بقیه آبرو داری میکنن ؟
.
.
.
آیا میدانستیدنسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
امتحان کنید تا مطمئن شوید.
*
*
*
.بی تربیت کجا رو داری میخارونی؟
.
.
.
:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :... .. .: .-:::... -::. . .::-..:-.. : ..: .
كاش كور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!
.
.
.
می دونی به دختر خوشگلی که لباس خواب پوشیده چی میگن؟
میگن شب به خیر
.
.
.
يکي به پسرش مي گه مي خوام برات زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه...ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه! ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه ! ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه ..... سياستو حال کردين ؟
.
.
.
ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل؟
.
.
.
دقت کردین یکی میره خارج و میاد طوری حرف (ش) رو طوری تلفظ میکنه که آدم فک میکنه 20سال ایران نبود
.
.
.
دقت کردین شماره بعضی از افراد توی دفتر تلفن گوشیتون حکم کانال 4 رو
توی tv داره؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
دقت کردین زمان مالوازم تحریرا بن تن نمیدونم تن تن انگری بردنبودروجلدادفترماهاعکس یک ادمه بودخیلی هم هنرکرده بودن نوشته تعلیم وتربیت عبادت است.
.
.
.
فانتزی من اینه مجری اخبار شبکه 1 ، آقای حیاتی بازنشست بشه....
.
.
.
فانتزی من اینه که یه بستنی داشته باشم که هیچوقت تموم نشه چیه خب مگه باید همه فانتزیا شاخ ودم داشته باشن!!!! فانتزیای من سادست...
شکمو هم خودتی........
.
.
.
یکی ازفانتزیام اینه:
درحالی ک بابام داره مقدمه چینی میکنه واسه خاموش کردن کولرنس دستش
روبرده بالا ک کولروخاموش کنه.منم درحالی ک ازاشپزخونه ب سمت بابام
میدوم دادبزنم.ن بابا.خواهش میکنم اینکارونکن.بذارتاشب روشن باشه.بخاطر
ته پسرت.بابام اشک توچشاش جمع بشه وبگه باشه پسرم.بعد روب
بقیه خانواده بگه:فقط بخاطرته پسرم.بقیه هم درحالی ک ی آه ازسرارام
میکشن بادستای بهم گره کردشون بانگاهشون ازم تشکرکنن
یعنی میشه ک بشه؟
یادوباره بابام ضایعم میکنه؟
.
.
.
یکی از فانتزییام اینه که وقتی مامانم صدام میزنه بهم نگه برو چیزو از اونجا بیار
تازه توقع هم داره هم بفهمم چیرو میگه و هم کجارو .

کلا همه وسایل خونمون چیزه و همونجاست.یکی از فانتزییام اینه که وقتی مامانم صدام میزنه بهم نگه برو چیزو از اونجا بیار
تازه توقع هم داره هم بفهمم چیرو میگه و هم کجارو .

کلا همه وسایل خونمون چیزه و همونجاست.
.
.
.
من نمیدونم چه حکمتیه وقتی نذری داریم
همه ی همسایه هامون مهمون دارن !
.
.
.
دیشب بابام از خونه رفت بیرون،اومدم کولر و بزنم روی دور تند،یهو سوخت!
کلید اسرار
.
.
.
به دوستم میگم سرم درد میکنه

میگه من دندونم درد میکرد کشیدمش

O.o
.
.
.
وقتی پست میزای کامنت نمیزارن..!!!!
انگار سر کلاس تیکه انداختی هیچگی نخندیده....!!!!
.
.
.
لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ اس ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ … . . .
ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟ چیه فک کردی پست شکست عشقیه؟! نه عزیزم ، اینجا از این قرتی بازیا نداریم!!!!

 



5 جوک
جمعه 29 شهريور 1392

جملات طنر( سری پنجاه و نهم )

تعداد بازديد: 384 موضوع : مطالب,طنز,


 ﺍﯾﻦ فیلم خارجیا ﯾﻪ ﻗﺎﺷﻖ ﺷﮑﺮ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ ﺗﻮ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﻌﺪ ﻧﯿﻢ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﭽﺮﺧﻮﻧﻦ میزﺍﺭﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﭼﯽ ؟
ﻣﻦ ﺻﺒﺤﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻓﻘﻂ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﺎﺯﻡ ﻭﺟﺪﺍﻧﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ !
.
.
.
چنگال چیست ؟؟؟
وسیله ی است بلا تکلیف در سر سفره که در مواقع آب خواستن آن را در اعضا و جوارح نفر بغل دستی خود فرو می کنیم !
.
.
.
“این تابستون هوا خیلی سرد شده ، بگو خب !”
اردلان تمجید در هنگام خاموش کردن کولر
.
.
.
امروز مامانم گفت برو نون بگیر ؛ خیلى بهم برخورد …
الان عینک دودیمو ورداشتم دارم میرم خواننده شم !
.
.
.
کرگدن زورش به همه میرسه هااا
میتونه سلطان جنگلم بشه
هیکلشم خوبه
ولى خستس ، میفهمى ؟ حوصله نداره !
.
.
.
چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا …
هووووووووووی عمو کجایی ؟ جلوی پاتو نگاه کن ؛ فردا باید بری مدرسه …
.
.
.
عاغا کصافط اینطوری نوشته میشه “کثافت”
گفتم یادآوری کنم بچه هایی که میرن مدرسه غلط املایی هاشونو گردن ما نندازن !!!
راستی عاغا هم آقا نوشته میشه !
.
.
.
بابا غصه نداره تا چشم به هم بزنی تموم میشه …
“زمزمه های پدر و مادر در عصر ۳۱ شهریور”
.
.
.
تقدیم به متولدین ۷۳ به بعد :
اول مهر ماه شنبس …
غروب جمعه ی ۳۱شهریور …
صدای اذانم میاد !
فرداش باید بری مدرسه بعد ۳ ماه …
تصورِشم عذاب آوره ؛ وای داره گریم میگیره ، دستمال کاغذی برسون …
.
.
.
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
.
.
.
تفاوت دو جنس رو از اینجا بفهمید که دخترا دو ماه قبل از سال تحصیلی جدید لوازم تحریرشون آمادس ولی پسرا سه هفته بعد از شروع مهر تازه یادشون میاد حتی کتاباشونو نگرفتن …
.
.
.
یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …
.
.
.
یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
من که حلالشون نمی کنم !

.
.
.
اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
*
*
*
هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه!
.
.
.
داشتم به غروب جمعه ی ۳۱ شهریور فکر میکردم که ناخودآگاه اشک از چشام سرازیر شد . . . !
چراغارو خاموش کنین ، مدرسه ای ها میخوان سینه بزنن !
.
.
.
من یکی از آرزوهام اینه که یه روزی مثل داییم میلیونر بشم ، آخه داییمم یکی از آرزوهاش همینه !
.
.
.
به دو دلیل اجازه نمیدم مخاطب خاصم به آیفون فایوم دست بزنه :
یک اینکه من آیفون فایو ندارم !
دو اینکه اصلا من مخاطب خاص ندارم !!!
.
.
.
یه قانون نانوشته تو همه کارتون ها اینه که تا وقتی که به پایین نگاه نکنی نیروی جاذبه کار نمیکنه !
.
.
.
من هنوزم در عجبم که قارچ خور چطوری با سرش آجرو میشکوند ولی وقتی به لاک پشت میخورد میمرد ؟!؟!
.
.
.

دختره ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺗﻮی بِیقبوق ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ R R R
ﻣﺴﯿﺞ ﺩﺍﺩﻡ ﯾﻨﯽ ﭼﯽ ؟؟؟
ﮔﻔﺖ ﺧﻨﮕﻮﻝ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ “سه تا ره”
هنوز در پی هضم این خلاقیتم !

 



5 جوک
پنجشنبه 28 شهريور 1392

جملات طنر( سری پنجاه و هشتم )

تعداد بازديد: 246 موضوع : مطالب,طنز,

برای مردهای مجرد باید مالیات سنگینی مقرر شود

چون این انصاف نیست که شادتر از بقیه زندگی کنند!

.

.

.

توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد

من فقط برق رو اختراع کردم

جان مادرتون واسه قبضش به من فحش ندین!

.

.

.

طبق آخرین تحقیقات در سه ماه سال جاری

تنها درآمد ما  پدرمان بوده است!

.

.

.

هر وقت من کلید موفقیت رو پیدا میکنم

یه نفر قفل رو عوض میکنه!

.

.

.

تو محوطه دانشگاه به دختره میگم خانم پولتون افتاد زمین!
برگشته میگه خر خودتی
منم پولو برداشتم رفتم شارژ خریدم

.

.

.

اگه یه دستت بشکنه…
می برنت دکتر…
اگه دلت بشکنه…
یه جوری دلداریت میدن تا آروم بشی…
ولی اگه یه روز…
یه دونه لیوان از سرویس مامان شکست کلا زندگی ببوس بزار کنار..

.

.

.

ﻻﮎ ﺯﺩﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ:
ﺩﺳﺖ ﭼﭗ ﺍﺛﺮ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﺮﺷﭽﯿﺎﻥ

ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺳﺎﺭﺍ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ
.
.
.
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻭ ﻣﺤﺼﻠﯿﻦ ﮔﺮﺍﻣﯽ!
ﺍﻭﻝ ﻣﻬﺮ ﺍﺯ ﺭﮒ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ!
ﻣﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ
.
.
.

دیشب تو ترافیک بودم یه لکسوز کنارم بود
یه موتوری اومد
از بینمون رد شه
سرعتشو کم کرد که به ماشینا نخوره

رفیقش که پشتش نشسته بود گفت اینو ولش کن بپا به اون نمالی |:
یعنی تا حالا اینجوری تحقیر نشده بودم

.
.
.

یه جمله میگم به احترامش یه دقیقه سکوت کنید…
غروب 31 شهریور …

.

.

.

دقت کردین تا وقتی بیرون از خونه هستین دستشویی ندارید

اما به محض اینکه پاتون رو میذارین توی خونه دستشویی نوبتی میشه!

.

.

.

دقت کردین اکثر دخترا کمبود محبت دارن؟

آخه توی ایمیل اکثرشون نوشته مثلا MinaJooooon@yahoo.com

همینطوری گفتم فضا عوض شه
.
.
.
درد همیشگیم اینه که
هر دفعه به ماهیتابه سیب زمینی سرخ کرده می رسم، نباید بخورم چون کمه!
.
.
.
میگن تو جهنم مگسا با آدم کش میزنن تو سرمون!
.
.
.
رفقای دانشجو و دانش آموز یه لحظه خواهش میکنم
غروب جمعه 29 شهریور رو تجسم کنید
من دیگه عرضی ندارم
.
.
.
تا حالا دقت کردین که اگه یه شب قبل از خواب یادمون بره گوشیمو بزاریم رو سایلنت
فامیل دور شوهرعمه ی بقال سر کوچمون بهمون زنگ میزنه؟؟؟
.
.
.
اینایی که صب ساعت 5 پا میشن میرن میدوئن
بعد میان دوش میگیرن بعد صبحانه میخورن میرن سرکار
فتوشاپن!؟
.
.
.
ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯽ
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ، ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻥ!
ﻭ ﻣﺮﺗﺒﺎ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﯽ ﺭﻓﺘﯽ!؟
.
.
.
تو ذهن شما هم ابوریحان بیرونی و بوعلی سینا و سعدی و
زکریای رازی و خیام و باباطاهر قیافه هاشون یکیه!؟
.
.
.
دقت کردین؟
چرا “خردل” اسم سس باشه ولی “بزدل” یه نوع توهین باشه؟
بین بز و خر هم تبعیض آخه؟

 



5 جوک
پنجشنبه 28 شهريور 1392

هان؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

تعداد بازديد: 245 موضوع : تصاویر,خنده دار,

5joke.iran.sc



5 جوک
چهارشنبه 27 شهريور 1392

جملات طنر( سری پنجاه و هفتم )

تعداد بازديد: 334 موضوع : مطالب,طنز,


تا حالا دقت کردین بعد درسی که پاس کردی

جزوه ها و کتاب های اون درس پاره کنی چه فازی میده
.
.
.
واس تولد بابام با داداشام کادو خریدیم روش نوشتیم از طرف "پسرانت".بابام اومده کادوشو باز کنه برگشته میگه "پسر انت" کدومتونید؟!
من ‏O_
پسر انه بابام *_~
.
.
.
عاغا هیچ تفریح سالمی بهتر از این نیست که با بابابزرگ من فوتبال ببینی! ینی یارو تو زمین خودشه میگه بزن بزن! من: آخه بابابزرگ از اینجا چجوری گل بزنه؟!! بابازرگم: تو بچه ای نمیدونی من خودم قبلا بازی میکردم از همون فاصله گل میزدم!!!!! حالا جالبش اینجاست معلوم نیست طرفدار کدوم تیمه توپ دست هرکدوم میفته میگه بزن!!!بابابزرگه من دارم؟!!!
.
.
.
دیشب (طرفای ساعت 8) داشتم از تب و لرز میمردم دیگه .. هیچکس به دادم نمیرسید
بابام از سرکار اومد .. گفت مجید چشه؟؟ گفتند تب و لرز کرده ...
بابام یه نعره کشید گفت زود باشین ببرینش دکتر ؟؟ .. بعد رو به مامانم کرد .. گفت یادته چند سال پیش گاو همسایه همینجوری شد مُرد ؟؟

امواج احساسات خانواده رو میبینید ؟؟ بچشونو با گاو مقایسه میکنن ..؟؟
.
.
.
ه مادری داریم ما که کلا با لباس پوشیدن ما مشکل داره
حتی اگه لباس باسلیقه ی خودش هم بپوشم
میگه: "داری مصصخره میکنی؟؟؟بالاخره نوبت منم میشه"
حالا فهمیدم منظورش از این حرف یعنی چی:
*
*
*
روز خواستگاری م همه با لباس رسمی مامان بمنظور انتقام
با دمپایی نیکتا اومد....
بععععله به این میگن خونواده ی انتقام جوووو...
.
.
.
سر سفره نشسته بودیم یهو غذا پرید تو گلوم ، مامانم به گودزیلامون گفت بدو برو آب بیار . برگشته میگه : ولش کن اونو مامان ، من خودم دارم از زور تشنگی ماست میخورم !!!!!! ^_^
.
.
.
دارم با داداشم بحث میکنم.از حرفام خسته شد گفت ولم کن دیگه خفه شو بوی دهنت قطار چپ میکنه
@@
.
.
.
دیگه سریال کره‌ای هم نمیزارن چند وقته قیمت اجناس تو چوسان قدیم از دستمون در رفته !!
.
.
.
رفتم با کلی ذوق ماکارونی سبوس دار خریدم( در جریانید که رنگش تیره اس...)
اومدم خونه مامانم برگشته میگه جل الخالق! ماکارانی کاکائویی خریدی؟اصن شما جوونا
عقل تو کلتون نیس!فقط ادعا دارین!داشتی طعم دار میگرفتی لااقل زعفرونی...
.
.
.
دیروز گودزیلا اومده میگ تو مث ویندوزی میمونی ک توش نرم افزار نصب نکردن فقط سطل آشغال داری :-000
من موندم گودزیلا این حرفا رو از کجا میاره!!!
.
.
.
اعــتراف میکـنم عاشـق
اون موقع هایـی بودم کـه وختـی تلـفن خـونــه خــط رو خــط
مـیشـد و من برمـیداشتم و تـا اخره حرف زدن مردم رو گـوش
میکردم که90درصدم2 تا خانوم در حال غیبت بودن و گـه گاه راحت بلنـد بلند داد و جــیغ و فوش پرتـآب میکردم اصــن آخره سرگرمـی بود آی کــیف میداد....
.
.
.
نمی دونم تو دنیا کسی مثل من ضایع شده اقا به عنوان شاگرد اول مدرسه مامور مدیریت جشن شدم ما هم بچه ها رو گروه بندی کردیم رفتیم پای تریبون مدرسه که گروها رو معرفی کنیم با کلی قیافه و اعتماد به نفس صدام وصاف کردم و گفتم به نام خدا گوزو ها رو معرفی میکنم فقط تصور بعدش با شما
.
.
.
تـو دوران مُـونگولیتَـم مـیرفتم بـه اینـایی کـه میـرفتن کـلاس زبـان میـگفتم ببـخشید ؛خارجی ها بـه امید (اسمم) چـی میـگن؟؟!!خخخ

حـالا گیـریم مـن مونگول وقـتی ازشون میپرسیـدم میـگفتن :نمیـدونم والا
.
.
.
اعتراف می کنم واسه این که مطلب پیدا کنم واسه 5 جوک حتی دست به دامن دفترچه بیمه ام شدم.... ورداشتم با دقت می خونمش ببینم چیزی واسه نوشتن از توش یافت می شه یا نه.....
بعععععععله با امثال من شدید 75 میلیون.....
:-)
.
.
.
اعتراف میکنم سوم راهنمایی بودم بعد از امتحان علوم وقتی اومدم بیرون از جلسه امتحان کتاب علوم رو جر وا جر کردم وقتی کارناممو گرفتم دیدم علوم رو افتادم نمیدونی چه پدری ازم در اومد تا کتاب رو از یه جا جور کنم واسه شهریور بخونم
.
.
.
اعتراف میکنم خیلی که بچه که بودم یه حوض تو حیاط خونه داشتیم داشتم دستمو زیره شیر آبش میشستم ، نگو زیاد خم شدم ، بچه هام خب میدونید کلشون از خودشون سنگینتره! منم که از همون بچگی مغز زیاد داشتم :))))))))))
اقا با کله افتادم توش :( خالی بودا ولی بلد نبودم بیام بیرون. البته تلاشی هم نمیکردم ، فکر میکردم الان یکی میاد نجاتم میده و منم میتونم خودمو لوس کنم براش!
حالا هر چی منه بدبخت از تو حیاط مامانمو صدا میکردم مگه میشنید؟!!! یعنی اولین شکسته سنگینه روحیمو همونجا خوردم! بزور خودمو دراوردم از حوض... هیچی دیگه از همون تاریخ دارم دنباله مامان بابای واقعیمممممممممم میگردم :)
ینی یه همچین بچه ی با کله تو حوض برویی بودم من!!!!!!!
.
.
.
اعتراف ميكنم تا سن11 سالگي شبا موقع خواب بايد دست مامانمو ميگرفتم بعد ميخوابيدم.
اصن نميدونم چرا نميگرفتم دستشو خوابم نميبرد.حس ميكردم يه لولو از پشت مياد منو ميبره.
ديوونه هم خودتي.
.
.
.
یه گودزیلا داریم بش گفتم دیگه امسال میری امادگیو دوستای جدید پیدا میکنی و از تنهایی در میای بعد این جلبلگ برگشته میگه تنهایی های منو فقط یکی میتونه پر کنه اونم هانیه ست(دو ساعته با هم قهر شدن)
بعد من هم سن این بودم یه تیله بر میداشتم میکشیدم زمین ریز بشه موقع تیله بازی نتونن بزننش
هعیییییی روزگار
.
.
.
خـــوابیــده بــودم بـابــام طــوری اومـــد بالــا ســـرم بهـــم گفـــت ظــهره هــــــــا !!!

انگـــار مثــلا تقـــصیر منــه که ظــهره ! اگــه مــن نبــودم مثــلا الــان شــب بــود نـه ظـهر :|
.
.
.
طرف بی دعوت می ره یه مهمونی می بینه جلوش دوتا دره که رو یکی زده مهمان کارت دار روی اون یکی زده مهمانان بی کارت.چون کارت نداشته از در دومیه میره تو که دوباره به دوتا در می رسه.روی یکی نوشته بود مهمان همراه هدیه رو اون یکی نوشته بود مهمانان بدون هدیه.چون کادوهم نداشته از در دوم میره تو که می بینه برگشته توخیابون اصلی!!!

 



5 جوک
چهارشنبه 27 شهريور 1392

5joke.iran.sc



5 جوک
چهارشنبه 27 شهريور 1392

5joke.iran.sc



5 جوک
چهارشنبه 27 شهريور 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 30 صفحه بعد
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به 5joke می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .
وبلاگicon
وبلاگicon